خبر مهم
دیروز صبح قبل از اینکه برم سر کار یس خوندم روز سی و پنجم بود آخه نذر 40 روز یس داشتم که تکلیفم مشخص بشه 2 هفته پیش که رفتم پیش پاکی و گفته بود حالا که از بیمارستان خبری نشد دونر بگیرم فکر کردم تکلیفم مشخص شده. بعدش من در به در دنبال دونر میگشتم و آخرشم به خانوم احمدی واسطه پاکی سپرده بودم ولی چند روز پیشم که دوباره باهاش تماس گرفتم و گفت هنوز کسی رو پیدا نکرده فکر کردم خدایا چرا پس کسی پیدا نمیشه من که با همه چیز کنار اوومدم همش دارم تلاش میکنم ... تا اینکه دیروز صبح وقتی شرکت بودم حدودای ساعت 11 از یه شماره نا آشنا باهام تماس گرفتن اتفاقاً خیلی هم دیر برداشتم گوشی رو که یه خانومی گفت از بیمارستان آبان زنگ میزنه تمام بدنم میلرز...
نویسنده :
نونو اس ال
19:02

